كودكاني كه قادر به اكتساب مهارت هاي زباني به طور مناسب نيستند، دچار تاخير يا اختلال زباني مي باشند. علت بالقوه زيادي براي تاخير يا اختلالات زباني در كودكان وجود دارد كه برخي از آنها عبارتند از: آسيب شنوايي،‌ آسيب شناختي، اوتيسم، معلوليت جسماني كه از تعامل كودك با محيط جلوگيري مي كند و كمبود تحريك. اغلب هيچ علت قابل تعريفي براي يك اختلال زباني وجود ندارد.

كودكان مي توانند داراي آسيب هاي زبان دركي ، آسيب هاي زبان بياني يا هر دو باشند. برخي از كودكان از لحاظ رشدي به همسالان خود مي رسند، اما بسياري از آنها دچار مشكل رشدي شده و اين وقفه رشدي به وجود آمده در مهارت هاي آنها نسبت به همسالان شان، ممكن است در طول زمان افزايش يابد. از آنجايي كه عوامل متعددي بر رشد كودك تاثير مي گذارد،‌ پيش بيني اين كه چه كسي بهبود خواهد يافت و ميزان بهبودي چقدر خواهد بود، دشوار است. اختلالات زباني تغيير پذيرند؛ در مراحل مختلف رشد، سيستم هاي زباني كودكان داراي نيازهاي مختلفي است. كودكان دچار آسيب زباني در سال هاي پيش دبستاني، ممكن است تا سن 5 يا 6 سالگي به سطح رشدي همسالان خود برسند، اما پس از آن در طي سال هاي بعد، زماني كه نيازهاي رشدي كودك تغيير پيدا مي كند و كودكان شروع به يادگيري خواندن مي كنند،‌ مشكلات آشكار مي شود.

آسيب هاي زبان دركي به اين معني است كه يك كودك داراي مشكلي در فهم زبان است. آنها ممكن است كلمات محدودي داشته باشند؛ ممكن است معناي كلمات دستوري مثل "ها" براي جمع بستن كلمات را نفهمند؛ ممكن است در فهم علائم غيركلامي مانند زبان بدني مشكل داشته باشند؛‌ همچنين ممكن است حرف هاي طعنه آميز يا درخواست هاي غير مستقيم را نفهمند (براي مثال، "اينجا سرد است" كه مي تواند به اين معني باشد كه "لطفا پنجره را ببند).

آسيب هاي زبان بياني زماني مشخص مي شود كه يك كودك صحبت مي كند. آنها ممكن است فقط تعداد كمي كلمه را در هر جمله به كار ببرند؛ ممكن است انتهاي كلمه را رها كنند؛ ممكن است اسامي بسياري از كلمات را ندانند؛‌ ممكن است گاهي اوقات به طور نامناسب از زبان استفاده نمايند؛ ممكن است به نيازهاي مخاطب توجهي نكنند، به اين صورت كه از ضماير مبهم استفاده كنند (استفاده زياد از ضماير "او" و "آن" هنگامي كه فاعل جمله به طور آشكار تعريف نشده است) يا عناوين مكالمه را به طور ناگهاني تغيير دهند.

زبان درماني با كودكان پيش دبستاني اغلب بر كار بر روي خانواده متمركز است با اين هدف كه يك محيط مطلوب را براي يادگيري زبان براي كودك ايجاد كند. به عنوان بزرگسال،‌ ما تمايل داريم كه هنگام برقراري ارتباط با كودكان زياد حرف بزنيم. راجع به تجربه مكالمه با يك شخص پرحرف، فكر كنيد. آيا شما از اين مكالمه لذت برديد؟ آيا شما فرصت اين را داشتيد كه درباره افكارتان صحبت كنيد؟ اين همان چيزي است كه بسياري از كودكان هنگام صحبت با بزرگسالان احساس مي كنند. كودكي كه به نظر مي رسد چيزي براي گفتن ندارد، به واقع شايد چيزهاي زيادي براي گفتن داشته باشد،‌ اما فقط فرصت بيان آنها را نداشته باشد. آنها ممكن است به غير از گفتار، به روش هاي ديگري ارتباط برقرار نمايند. ما بايستي به دنبال سرنخ ها و علائمي باشيم كه نشان بدهد كودك درصدد برقراري ارتباط است و سپس با استفاده از اين سرنخ ها به آنها در برقراري ارتباط كمك كنيم. آيا تا كنون تجربه صحبت كردن با كسي را داشته ايد كه از كلمات طولاني و جملات پيچيده طولاني استفاده مي كند؟ در اين صورت شما در فهم مطالب وي مشكل داشته و در نهايت از صحبت كردن با وي منصرف شده ايد. اين واكنشي است كه كودكان هنگام مواجهه با فردي كه خيلي بالاتر از سطح رشد زباني شان صحبت مي كند، از خود بروز مي دهند. به خاطر داشته باشيد كه زبان دركي معمولا اندكي پيشرفته تر از زبان بياني است. اگر كودكي جملات 2 كلمه اي به كار مي برد، احتمالا قادر به فهم كامل جملات 3 كلمه اي مي باشد.

موارد زير توصيه هاي عمومي براي برقراري ارتباط با كودكان دچار آسيب زباني است. همچنين مي توان از اين توصيه ها در هنگام برقراري ارتباط با تمام كودكان استفاده كرد:

- به گونه اي روبروي كودك قرار بگيريد كه ارتباط چهره به چهره با او داشته باشيد.

- اجازه دهيد كه كودك هدايت گر مكالمه باشد و به او اجازه دهيد كه خودش عنوان مكالمه را انتخاب كند.

- نوبت را رعايت كنيد. ممكن است كودك از روش هاي غيركلامي براي برقراري ارتباط استفاده كند. به آنها فرصت دهيد كه به همان اندازه شما در مكالمه شركت كنند.

- از كلمات و جملات در سطح رشد كودك يا اندكي بالاتر از آن استفاده كنيد. اين روش به آنها الگوي زباني را براي تقليد كردن ارائه مي كند.

- براي اين كه به آنها بگوييد آنچه را كه گفته اند فهميده ايد و براي آن ارزش قائل هستيد، هر آنچه را كه آنها مي گويند، گسترش دهيد و يك الگوي كامل تري را به آنها ارائه كنيد. براي مثال، كودك: "خوردن"، بزرگسال: "بله، او داره مي خوره"؛ كودك: "سگ"، بزرگسال: "سگ بزرگ".