ژاپن : به شدت مطالعه می کند و برای تفریح ربات می سازد .

 هند : پس از دو سال درس خواندن برادر دو قلویش را بر حسب تصادف در دانشگاه پیدا می کند . بر حسب تصادف می فهمد که پسر یک میلیونر است و در کودکی ربوده شده در خانه ای فقیرانه زندگی کرده است . با برادرش سراغ پدر می روند ، می بیند پدر با یک زن دیگر که او یک دختر از شوهر اول داشت ازدواج کرده . دانشجوی قصه ما یک دل نه صد دل عاشق ان دختر می شود . برادرش را به خانه فقیرانه اش می اورد . برادرش هم عاشق دختر فقیر این وری می شود . این دو برادر اینوری با ان دو خواهر انوری ازدواج می کنند و کلاغه به خانه اش می رسد !

عراق : مدام به تیر ها و خمپاره های تروریست ها جا خالی می دهند ، به امریکایی ها اشغالگر بد و بیراه می گویند ، اما با انها عکس یادگاری می اندازند !

 اوگاندا : او درس می خواند و در اوقات بیکاری بین کلاس یک تک پا می رود چند هزار نفر از قبیله تونسی را با پرتاب بمب و موشک و خمپاره می فرستد به هوا !!

 

و اندر حکایت دانشجویان ایرانی . . .

دانشجوی ایرانی وقت گرانبهایش را نمی تواند صرف درس خواندن کند . او اصولا کار های مهمتری دارد . از این رو سر کلاس های عمومی چرت می زند و سر کلاس اختصاصی به خوابی عمیق فرو می رود . عاشق عبارت خسته نباشید است ، از نیم ساعت مانده به اخر کلاس هر دو دقیقه به استادش خسته نباشید می گوید . هر روز در هر وعده دو پرس از غذای دانشگاه را می خورد و مدام به اشپزها بد و بیراه می گوید ! برای اعتراض به سلف شعار های سیاسی سر می دهد ولی جای نگرانی نیست چون او با سیاست سر و کار ندارد ، سیاست خودش می رود سر وقت او !!! مثل ادم های معمولی به دانشگاه می ایند و مثل ادم های فضایی فارغ التحصیل می شوند . در تغییر چهره چنان ماهرانه عمل می کند که هیچ کدام از هم ولایتی ها قادر به شناختنش نیستند !

او جزو قشر فرهیخته کشور است اما صاحبخانه جان به عزرائیل می دهد ، خانه به دانشجو نمی دهد !

او چت می کند ، خیابان را متر می کند ، لیگ ورزشی همه کشور ها را دنبال می کند ، خلاصه همه کار می کند الا درس خواندن . . .

( منبع: مجله خط زندگی )

 

البته این توضیحات در مورد دانشجوهای ایرانی فقط در مورد قشر محدودی صدق میکنه و من امیدوارم که همه شما در درس و زندگی شاگرد الف باشید

 با ارزوی موفقیت برای همه شما دانشجویان عزیز . . .