گریه نخواهم کرد
من گریـــه نـخواهم کــرد
من اشک نخواهم ریخت
من خستـــه نخــواهم شد افسرده نـخواهم شد
فریـــــــاد زنـم فریــــــاد
من عشق نـمی خواهــــم معشوق نمی خواهم
من یاد گرفتـــم عشق، بیگـــــانه نمی دانـد
لیکــــــن به دل شــــــادم سرمشق کنم امروز
دنیــای خودم گـرم اســت
من دوست نمی خواهم
می خنــــدم و می رقصم
فریـــــــاد زنم فریـــــــاد
این گونــــه خزانـــــم را در عشق نهان کردم
مـــن درد جــــدا بــــودن در گور عیان کردم
افسوس نخواهـــــم خورد
افسانـــــــه نمی بافـــــــم
بر شانـــه ی هر بـــــادی کاشانـه نمی ســازم
من زشت نمی گویم ، بر چهره ی معشوقم
او خوب و وفادار اســت من خسته و رنجورم
امروز چنان دیــــــــروز
افسوس نــخواهم خــورد
لیــــــکن به دل شـــــادم سرمشق کنـم امروز
دنیـــای خودم گرم اســت
من دوست نمی خواهم
1388: یه محیط گرم و دوستانه واسه بچه های کلاس که در اینده میتونه خیلی از خاطرات رو برامون یاد اور باشه . این که تو این 4 سال چی گفتیم و چیکار کردیم ...